|
وسط سالن درست وسط عاشقانه ترین صحنه نمایش جوری بلند شد که همه به اون نگاه کردن... با دست چپ اشک هاش رو پاک کرد و... دست راستش رو تکون میداد بلند با عصبانیت داد زد: من که میدونم اینا همش الکیه...نمایشه...
|
About
مجموعه نوشته های اجتماعی چند نویسنده با دیدگاه های مختلف در قالب های ادبیمان! Archivesآبان 1388Authorsسینا نظری نیادنیا سیفی مصطفی صادقی Links |